سيد محمد كمره اى
431
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
دادم كه براى امر موقوفه كمره تعيين وقت ملاقات را بنمايد . آقاى عين الممالك تشريف آورده ، كاغذى از آقاى مرآت كه امروزه را از رفتن منزل ايشان به واسطه شدت ناخوشى آقا ميرزا شهاب كه از مريضخانه مىآورندش خواسته و روز شنبه را وعده گرفته مشغول صحبت بوديم خود آقاى مرآت تشريف آورده ، آقا شيخ محمد تقى رفت . مناقشهء سيد مصطفى خان و مشار الملك بعد سه نفرى نشسته صحبت ابتلاى امروزه خودش كه از مريضخانه آمده بود نمود . بعد توسط آقا شيخ محمد حسين يزدى يا گيوه فروش را كه از ميرزا سيد مصطفى خان نموده همينقدر قول دادهاند كه اگر آمد بيرون بگيرندش و ليكن توى هرخانه كه پنهان است كارى نداشته باشند به واسطه آن فضولى كه گفته بودند مشار الملك گفته شما بايد به ماموريت خودتان كه كاشان برويد گفته بود نمىروم و از اين كار هم استعفا نمىكنم . بعد مشار الملك فرستاده بود كه حكما از اداره برود و الا آژان مىآيد و بلندش مىكند و بايد از شهر هم برود . جواب داده بود از اداره و پشت ميز مىروم ، اما آن كسى كه حكم كرده كه در شهر نمانم گه خورده . حاتمبخشى حكيم الملك از مال دولت بعد صحبت كرد كه آقاى حكيم الملك شش هزار تومان با اسد الله خان كردستانى در كابينه سابق كه وزير ماليه بود حواله از خزانه داد كه به واسطه مخارج فلان راه بدهند و گرفت . فقط اسد الله خان براى اينكه به قدر دو هزار تومان تمبر كلكسيون كه به حكيم الملك داد و براى اسد الله خان شايد صد و پنجاه تومان تمام شده بود . آقاى حكيم الملك شش هزار تومان به او مال ملت بدبخت مىدهد . نزديك ناهار شد ، اصرار به ماندن آقايان چون ناهار داشتيم نمودم ، قبول نكرده قرار شد روز دوشنبه ناهار منزل آقاى مرآت برويم ، بعد ايشان رفته احمد هم كه ناهار مسماى كدو براى اسماعيل به مريضخانه برده بود آمد . بتول كته خوبى پخته و خورشت مسماى كدو و گوجه ، انگور خوبى هم با پنير از بازار خريدم و خورديم .